"حی بن یقظان" و اندیشه روشنگری اروپا

مقاله ابراهیم کالین سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه به تاریخ 09.03.2018 در دیلی صباح منتشر گردید

"حی بن یقظان" و اندیشه روشنگری اروپا

"ابن طفیل اندلسی"، فیلسوف و عالم معروف  (1116-1185)، با داستان فلسفی "حی بن یقظان" شناخته می شود. "حی بن یقظان" به معنی "زنده، پسر هوشیار" است. این اثر ابن طفیل که  یکی از شیرین ترین و عمیقترین داستانهای فلسفی عالم اسلام می باشد، در سال 1617 از سوی "ادوارد پوکاک" پسر دکتر "پوکاک" یکی از عالمان برجسته آکسفورد به لاتین ترجمه شد. این کتاب در زبان لاتین ‘Philosophus Autodidactus’ نامگذاری شده و مخیله فیلسوفان و تئوریسین ها را در طول نسل ها به چالش کشیده است. چگونگی شکل دهی این داستان به حیات تفکر اروپا در دوره ی تفکر اروپایی در قرن هفدهم، نمونه ای سحرانگیز از سفری است که در مرزهای ایده ها، مذهبی، فرهنگی و زبانی سیر کرده است. این کتاب علاوه بر مسئله تاثیرگذاری، اعتبار فلسفی اش را نیز تا به امروز حفظ کرده است. 

این داستان عرفانی سیر تحول فکری یک نوزاد را که در جزیره ای تنها و بدون تماس با هیچ انسانی افتاده بوده نقل کرده، رشد جسمی و فکری او را در اثر مشاهده طبیعت اطراف برشمرده است. این کتاب داستان زندگی نوزادی را که در جزیره ای از سوی آهوها بزرگ می شود را روایت می کند. داستان حکایتی زيبا و پرمفهوم از کودکي است که در بدو تولد در آغوش طبيعت رها شد. کودک بي پناه چاره اي نداشت تا براي زنده ماندن خود از نيروهاي طبيعي اطرافش کمک بگيرد. کودک درست در زماني که هيچ درکي از زندگي نداشت، طبيعت را مادري مهربان يافت و در آغوش او و با کمک نيروهايي که طبيعت در اختيارش قرار مي داد آموخت تا چگونه بدون حضور همنوعانش زنده بماند و به زندگي ادامه دهد. او کم کم بزرگ شد و با درکي که به مرور از اطراف خود به دست مي آورد، راه هاي بهتري براي بالا بردن کيفيت زندگي خود به دست آورد. او از تمام تواني که به صورت غريزي و بدون هيچ آموزشي به دست آورده بود، بهره مي گرفت تا بتواند از امکانات موجود در طبيعت به خوبي استفاده کند. کودک اگرچه به اين شکل از زندگي عادت کرده بود اما حسي از درون، پيوسته او را نهيب مي زد که چيزي فراتر از اين زندگي نيز وجود دارد. آشنايي ناگهاني او با يک همنوع خود در روزگار جواني دريچه هاي دنياي ديگري را به روي او گشود.

روزی از روزها فردی به نام "ابسال" از جزیره همسایه به جزیره ای که "حی" زندگی می کرد آمد. این دو در رابطه با طبیعت، اخلاقیات و خدا به گفتگو پرداختند. ابسال زمانی که دید حی تمامی حکایاتی که از سوی دین آسمانی اش به وی یاد داده شده را به خودی خود یاد گرفته در شگفتی فرو رفت. علاوه بر این، درک اینکه حی دارای شکل مفهومی کاملا روشن و قطعی است و به همین دلیل بسیار برتر از باورهای غریبه و گیج کننده مردم ابسال است. حی سعی کرد درک عقلانی و باورهای خود را به مردم غیر از ابسال معرفی کند. ولی نیت خوش او با شکست روبرو شد. حی به این نتیجه رسید که اکثر انسانها اسیر منیت، طمع و احساسات هستند و قادر به پاسخگویی به دعوت عقل و باور نیستند. او به این نتیجه رسید که انسانهای معمولی را نمی توان با نقص و گرایشهای مخربی که دارند تنها گذاشت. انسانها برای مدیریت روابط خود به روشی معقول و صلح آمیز نیاز خاصی به "دین" که مجموعه ای از قوانین و مقررات است دارند. پس از این درس آموزنده و اصلاح کننده بشریت، حی به عنوان مدیر ابسال به همراه وی به جزیره ش بازگشت.

داستان حی را می توان به شکل های متفاوتی تفسیر کرد. جالب توجه است، چنین کار فلسفی اسلامی باید در زمانیکه در اروپا شادمانی فکری فراوانی وجود دارد، جلب توجه کند. چرا جوامع فکری و علمی در قرن بیست و یکم اروپا باید به کارهایی که توسط یک فیلسوف مسلمان اندلس در قرن 12 انجام شده علاقه مند شود؟

محبوبیت داستان حی و ماندگاری تاثیر آن مربوط به سخنان او در رابطه با بشریت است: با چگونگی پیدایش ایده های ما و مفاهیمی چون علت، دین، اخلاق، و خدا مرتبط است. این داستان زاویه دید جدیدی در رابطه بین عقل سلیم، مشاهده، تجربه و تفکر انتزاعی خلق می کند.

نامی که  پوکاک برای ترجمه کتاب ابن طفیل انتخاب کرده، نشانگر این است که حی اصول اساسی فلسفه و اخلاق را به خودی خود یعنی بدون گرفتن کمک از یک منبع خارجی یاد گرفته است. این داستان ادعا می کند که عقل بدون گرفتن کمک از خارج، می تواند حقیقت طبیعت و دین را کشف کند. آنچه که یک دین مبتنی بر وحی می آموزد با کشفیات عقل خود انسان متناسب بوده و مکمل یکدیگر هستند. انچه که هم برای عقل و هم برای باور به عنوان یک مشکل به شمار می رود، خودخواهی و تردد است. باورها و استدلال های حی در رابطه با عقل و خدا، با ایمان تقویت می شود. فیدئیزم یا ایمان گروی (یعنی فقط ایمان) استدلالی معتبر نیست، بلکه باید برای درک عمیق تر حقیقت از ذهن خود استفاده کرد.

چگونگی رسیدن حی به تفکر مفهومی خود، از نظر بحث هایی که در قرن 17 در رابطه با تفکراتی که از راه عقل، تجربه و ایده های ذاتی کسب شده، بسیار مهم است. حی برخلاف "دکارت" هیچ تفکری مادرزادی ندارد. مفاهیم انتزاعی و جهانی او از جهان و اخلاق، بر مبنای مشاهده و استدلال استوار است. همانطور که در کتاب "علاقه فیلسوفان طبیعت قرن 17 انگلستان به عربی" که از سوی "راسل" در سال 1993 نیز منتشر شده و در خلاصه ای از داستان که در 17 جولای 1671 در مجله علمی “Philosophical Transactions of the Royal Society” به چاپ رسید، چنین آمده است: "طراحی نشان می دهد که چگونه انسان با بهره گیری از تفکر و استفاده صحیح از ذهن می تواند خود را به دانش چیزهای بالاتر برساند... و سپس خود را به دانش چیزهایی که در طبیعت وجود دارد و اخلاقیات و الهیات و چیزهای نظیر آن برساند."

جملاتی که ذکر کردیم، بیش از یک تفسیر برای نبوغ مستقل حی، استعداد طبیعی عقل انسان برای کشف حقیقت را تایید می کند. تایید اینکه ذهن انسان یک لوح خالی است از سوی "جان لاک"، طرفداران او در را برابر این نتیجه می توانست هیجان زده کند.

علاوه بر این "لاک" که از مهمترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی و پیروان مکتب تجربه‌گرایی و معروفترین فیلسوف قرن خود بود، آیا کتاب "Philosophus Autodidactus" ابن طفیل را مطالعه کرده بود؟

آثار موجود هر قدر هم غیر مستقیم باشند، نشان می دهد که "لاک" از ترجمه کتاب باخبر بوده است. این کتاب در آکسفورد منتشر شده بود و امکان نداشت که او از این کتاب بی اطلاع باشد. محبوبیت کتاب به قدری بود که امکان نداشت از چشم "لاک" دور مانده باشد. علاوه بر این، خلاصه جامعی از این کتاب در مجله "Philosophus Autodidactus" که مقالات و آزمایشات "لاک" در آن به چاپ می رسید نیز منتشر شده بود.

یکی دیگر از نقاطی که مسیر فکری و اجتماعی "لاک" با "Philosophus Autodidactus" برخورد کرده، احتمالا به واسطه "کویکر" در قرن هفدهم بوده است. "جرج کیت" و "روبرت بارکلی" از برجسته ترین چهره های بنیاد Quakerizm، نقش بزرگی در انتشار داستان فلسفی ابن طفیل در بین روشفکران اروپا داشتند. "کیت" این کتاب را با امید اینکه شاید به مسیحیان در درک اهمیت تجربه شخصی بدون کمک گرفتن از کتاب مقدس مسیحیت یاری کند، در سال 1674 به زبان انگلیسی ترجمه کرد. "بارکلی" نیز در اثر خود به نام "Apologia" از "حی" به عنوان نمونه ای کامل برای "تجربه تور درونی بدون تنیاز به متون مقدس" سخن گفته است. هر چقدر هم "لاک" در برخی موارد با کویکرها اختلاف نظر داشت، "برتریت و اهمیت نور درونی عقل" در هر دو تفکر به چشم می خورد. از اینرو کیت، بارکلی و دیگر دیگران، سعی در خلق داستان "کویکر" از داستان "ابن طفیل" را داشته اند.

این حقیقت که داستان حی از طرق مختلف از سوی محافل فلسفه و الهیات قرن هفدهم اروپا تفسیر می شود، علاوه بر چندبعدی بودن کتاب، نشانگر انعکاس گرایش های رقابتی زمان نیز می باشد. ابن طفیل نه مانند دئیست، نه شبیه کویکر و نه مثل لاک بود. ولی باید پذیرفت که او به روشنفکران اروپایی مطالب زیادی برای دفاع از تزهایی که در رابطه با عقل و مشاهدات خود داشته اند داده است.

با این وجود، این اثر تلاش می کند تا یکی از مباحث پایدار سنت فکری اسلامی که به حقیقت مکمل بودن عقل و ایمان، نه متضاد بودنشان تاکید می کند را ثابت کند. "ابن طفیل" به عنوان یک فیلسوف و یک پزشک که به تصوف اعتقاد داشت، بر این عقیده است که استفاده مناسب و صحیح از ذهنی که آلوده به حرص و طمع شده، سبب کشف حقایق طبیعی و دینی می شود، زیرا منبع تمام وجود و دانش یکسان است. همچنین داستان او به اهمیت تجربیات شخصی در رسیدن به حقیقت چیزهایی که می توان به سبک فلسفی و یا صوفی بررسی کرد، تاکید می کند. در هر صورت، کسی که به حقیقت می پیوندد باید بداند که این یک سفر شخصی است و نیاز به آمادگی جدی دارد.

این شاه اثر ابن طفیل همانند قرن ها پیش، امروز نیز اعتبار و تاثیرگذاری خود را حفظ می کند. و میراث ماندگار او نیز اثباتی بر پیام اساسی اش می باشد: آنچه که با عقل، باور، درک و مرحمتی که به ما هدیه شده انجام می دهیم، مهمتر از هر چیزی است.

 



خبرهای مرتبط