نگاهی بر نسل کشی رواندا و نتایج آن

تبصره یی بر آجندای امروز توکیه ، چهارشنبه 21 حمل 1398 هجری شمسی

نگاهی بر نسل کشی رواندا و نتایج آن

تبصره یی بر آجندای امروز تورکیه ، چهارشنبه 21 حمل 1398 هجری شمسی

بر اساس کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی، هرگونه عملی که با هدف از میان بردن کامل و یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی و یا دینی، انجام میگردد، به معنی جرم کشتار دسته جمعی یعنی نسل کشی شناخته میشود. بر اساس کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی، هرگونه عملی که با هدف از میان بردن کامل و یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی و یا دینی، انجام میگردد، به معنی جرم کشتار دسته جمعی یعنی نسل کشی میباشد. این عملها بدین ترتیب میباشد: کشتن افرادی که عضو این گروه میباشند؛ آسیبهای ذهنی و یا بدنی جدی به اعضای این گروهها؛ تغییر عمدی شرایط زندگی به شکلی که موجودیت فیزیکی آنها از میان برود؛ اتخاذ پیشگیریهایی با هدف ممانعت از زاد و ولد گروه و انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروهی دیگر.

ارزیابی های پروفیسوردکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید انقره را در این رابطه به سمع شما میرسانیم : 

در حقیقت امرتازمانی که رافائل لمکین، یکتن از یهودیان پولندی الأصل در سال 1994، طرح نابودی سیستماتیک یهودیان از سوی آلمان نازی را تعریف نمود، مفهومی به نام نسل کشی وجود نداشت. لمکین کلمه جنو "Geno" که در زبان یونانی به معنی نژاد میباشد را با کلمه ساید"Cide" از زبان لاتین که به معنی کشتن میباشد، ترکیب کرده و اصطلاح جنساید "Genocide" به معنی نسل کشی و قتل عام را برای اولین بار استفاده کرد. علیرغم اینکه این اصطلاح برای برخوردهای غیرانسانی بعضی ازدول غربی تهیه شده است، ولی از سوی دولتها برای دول غیرغربی مورد استفاده قرار میگیرد. این هفته میخواهم سخن را به فرانسه که سعی درتشکیل کمیسیونی دررابطه به نسل کشی رواندا دارد برسانم. نسل کشی رواندا، احتمالا آخرین نسل کشی تاریخ قبل از بوسنیا بوده باشد. 

پیشینه تاریخی این امر:

 کلاسیک مشابهی از بلجیم؛ "تفرقه بیندار و حکومت کن"

تاریخ رواندا تفاوتی با تاریخ دیگر دولتهای مستعمره یی ندارد. اینکشورابتدا از سوی آلمان استعمار شد. پس از شکست آلمانها در جنگ جهانی اول، بلجیم رواندا را اشغال کرد. نوع استعمار رواندا نیز تفاوتی با دیگر دولتهای مستعمره شده ندارد. کاری که بلجیم در رواندا انجام داد، نوع دیگری از سیاست "تفرقه بیندازو حکومت کن" انگلیس میباشد. بلجیم نیزهمانگونه که در بسیاری از کشورهای امپریالیستی دیگر نمونه هایش را مشاهده میکنیم، برای طرحهای امپریالیستی خود، از سیاست "حمایت از اقلیتها" پیروی میکند. با این هدف، استراتژی تحمل اقلیت توتسی در مقابل اکثریت هاتوی المان و تیز برتری توتسی ها به دلیل نوع جمجمه را پیشه کرده است. بدین ترتیب میان قبایل توتسی و هاتو که صدها سال در کنار یکدیگر در صلح و آشتی زندگی کرده اند، تنش به میان می آید. در نتیجه سیاست " تفرقه بیندازوحکومت کن" بلجیم،  این کشور تا زمان استقلال، از سوی اقلیت توتسی، به شکلی سخت و تحت فشار اداره میشد. رواندا درسال 1961 استقلال خود را به دست اورد ولی حکومت به دست هاتوها افتاد. پس ازسالهای 1950 بلجیم آغاز به حمایت از هاتو ها نمود. این بار هاتوها به دلیل فشارهای بسیاری که طی سالیان مدید، به انها اعمال شده بود، همین رفتار را علیه توتسی ها انجام میدهند. 

قتل عام یک میلیون  انسان در سال 1994:

درگیری و تنش میان اقلیت توتسی و اکثریت هاتو، تا سال 1994 ادامه یافت. سال 1994، هابیاریمانا، رئیس جمهور اینکشور که هاتو بود، با توتسیها بر سر میزمذاکره مینشیندوبه توافق میرسد. بر اساس این توافق، توتسیها نیز حق شرکت در اداره کشور و حق سخن بدست می اورند. ولی طیاره یی هابیاریمانا مورد هدف قرار گرفته و وی کشته میشود. پس از کشته شدن رئیس جمهور اینکشور، هاتوها که توتسیها را مسئول این حادثه میدانستند، قتل عام وحشت باری را آغاز میکنند. طی 100 روز، در حدود یک میلیون توتسی و هاتوی میانه رو به قتل میرسد. این نیز به معنی قتل روزانه 10 هزار تن میباشد. در این قتل عام که ماموران دولتی و انتشارات نیز از آن حمایت میکردند، به دلیل عدم وجود سلاحهای گرم، هاتوهای رادیکال صدهاهزارانسان راباشمشیر به قتل رسانیده، سوزانیده وبه زنان تجاوز میکنند. کارتهای شناسایی که بلجیم به مردمانش با عناوین هاتو و توتسی برای ایجاد نفاق داده بود، موجب گردید تا توتسیها به راحتی هاتوها را تشخیص داده و آنها را به قتل برسانند. صد روز بعداز نسل کشی، با ورود جبهه وطن دوستان رواندا به پایتخت، که از سوی توتسیها تشیکل یافته بود، پایان می یابد. 

سازمان مللی که بجای حمایت از انسانهای معصوم، سربازانش را عقب کشید

در کشوری که نسل کشی در آن آغاز گردیده بود، 2500 سرباز سازمان ملل وجود داشت. در مقابل نسل کشی یگانه پناهگاه توتسیها، میتوانست نیروی صلح سازمان ملل باشد. ولی واکنش نیروی صلح سازمان ملل، هیچ تفاوتی با سال 1995 در بوسنیا و یا صربستان نداشت. با تصمیمی که از سوی شورای امنیت سازمان ملل گرفته شد، تعداد سربازان از 2500 به 250 کاهش یافت. در سربرنیتسا نیز تام کارمانس، فقوماندان هالندی نیروی صلح سازمان ملل که وظیفه حفاظت از شهر را برعهده داشت، 25 هزار تن را که به آنها پناه برده بودند به صربها تحویل داد. 

نقش کشور فرانسه...

کاگامه رئیس جمهور رواندا، فرانسه و بلجیم را به صفت مهیا کنندگان سیاسی قتل عام، متهم میکند. قربانیان قتل عام در فرانسه و بلجیم علیه مسئولان اینکشور، به محکمه شکایت کرده اند. کلیسای کاتولیک رواندا، به دلیل نقشی که کلیسا در قتل عام داشته است، از مردم رواندا عذرخواهی نمود. کمیسیون مبارزه با نسل کشی ملی رواندا، سال 2016، نام 22 نظامی بلندرتبه فرانسوی را که درمیانشان یاکوب لانکساد نیز بود، به دلیل "همکاری و عامل جرم نسل کشی"، اعلام میکند. نظامیان فرانسوی، متهم به آموزش افرادی که نسل کشی را انجام دادند و تدارک اسلحه برای آنها کرده بودند، شدند. فرانسه روز 23 جون سال 1994با هدف تشکیل منطقه امن برای پناهجویان در جنوب غرب کشور، عملیاتی را آغاز نمود. ولی فرانسه به جای ممانعت از نسل کشی، برای قاتلان اسلحه و مهمات تهیه کرده و از پیشروی جبهه وطن دوستان رواندا جلوگیری نمود. سن اکسوپری ابراز میکند که دستور تامین اسلحه برای هاتوتها به شکلی کتبی از سوی هوبرت وادرینه، منشی عمومی فرانچویس میتراند رئیس جمهور وقت  فرانسه داده شده است. سخنان فرانچویس میتراند رئیس جمهور سابق فرانسه، طی مصاحبه ای با روزنامه لو فیگارو در سال 1998 مبنی بر اینکه: "به میان آمدن یک قتل عام در آن کشورها، امری بسیار مهم نمیباشد." نیزخیلی های تاسف بار وحشتناک است. پس از 25 سال درنتیجه واکنشهای شدید بین المللی و انتقادهای حقوق بشر، درنهایت امر در سال 2019، ماکرون نیسان، تصمیم به تشکیل کمیسیونی در مورد نسل کشی گرفت. در این زمینه انتقاداتی مبنی بر اینکه در این کمیسیون به جای ناظران بی طرف و متخصصان، بعضی اسامی مشخص که از سوی فرانسه به صفت افراد "معقول" معرفی شده اند، جای دارند، به میان آمد. نسل کشی رواندا که فرانسه و بلجیم متهم و فاعلآن اصلی آن میباشند، 25 سال قبل انجام شده است. قتل 50 مسلمان در حین اقامه نماز از سوی برنتون تارانت، یک ماه قبل بود. اکثر زمانها تصور میکنیم که امپریالیزم در تاریخ گذشته باقی مانده است، فکر میکنیم که ترور نژادپرستی سفید پوست که آن را تارانتیزم نام داده ام و نوعی از نازیزم میباشد، دیگر وجود نداردف با تاسف که اشتباه محض و یا اینکه شاید دلیل علو انسانیت ما بوده است. امید داریم که این نوع رفتار و برخوردهای منفعت جویانه ووحشت باردول غربی دیگر در تاریخ رونما نگردد. ولی هر قدریکه امید مان انسانی و عالی باشد، باز هم اهداف امپریالیستی و اهداف ایدئولوژیهای مرگبار، بدون هیگونه تغیری هنچنان تازه است. دروضعیت فعلی جهان هر آن این شیوه غیر انسانی را در ذهن مان تداعی میکنند. زیراصاحبان این ذهنیت غیر انسانی و خون اشام، امروزه دارای تجهیزات تکنالوژیکی بیشتری که میتواند بیشتراز گذشته باعث تخریبات وخونریزیها گردد هستند. ولی ما با ساده لوحی که داریم به عنوان خانواده جهان انسانیت درشرق وغرب، هنگامی که وحشتی ازجانب جهان امپریالیستی  و خون اشام غرب در خاک و کشورهایمان به میان می اید، در مقابل آنها کمتر با اتحاد و همبستگی ملی و میهنی خویش ایستاده گی کرده و به آنها کمتر واکنش نشان میدهیم. 

نویسنده پروفیسوردکتور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید انقره

 

 



اخبار مربوطه