آیا ممکن است دنیایی هماهنگ به وجود آید؟

سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه در روزنامه دیلی صباح ترکیه مطلبی تحت عنوان "آیا ممکن است دنیایی هماهنگ به وجود آید؟" منتشر کرده است

آیا ممکن است دنیایی هماهنگ به وجود آید؟

سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه در روزنامه دیلی صباح ترکیه مطلبی تحت عنوان "آیا ممکن است دنیایی هماهنگ  به وجود آید؟" منتشر کرده است.

ابراهیم قلین سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه در روزنامه دیلی صباح ترکیه مطلبی به زبان انگلیسی تحت عنوان "آیا ممکن است دنیایی هماهنگ  به وجود آید؟" نوشته است که ترجمه فارسی آن  به شرح ذیل است:

رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه در پنج هفته گذشته به کشورهای هند، روسیه، چین و ایالات متحده سفر کرد و همچنین در  نشست سران ناتو در بلجیم حضور یافت. وی در خلال این دیدارهای خود علاوه بر مسائل دوجانبه و منطقه ای بر روی مقولاتی چون هرج و مرج جهانی و تلاش برای بازگشت صلح و ثبات به نظام بین المللی متمرکز شد.

از انقره تا دهلی نو و مسکو و از پکن تا واشنگتن و پایتخت های اروپایی و در اصل در تمامی  جهان، جنگ سوریه، اتروریزم بین المللی، رشد روزافزون جنبشهای پوپولیستی و نژادگرا و نیز گرم شدن کره زمین نگرانیهای وسیعی را ایجاد کرده است.

هرج و مرج کنونی در سطح جهان، دلایل سیاسی و اقتصادی بسیاری دارد. عدم وجود تعادل در قدرت سبب شده تا دولت های ملی در برابر یکدیگر قرار گیرند و متعاقب آن، راه برای ایجاد تنشها گشوده شود.

جنگ داخلی سوریه یک مثال بارز در این خصوص است. این جنگ، در سال ششم خود قرار دارد و موجب شده تا صدها هزار نفر در یکی ازفاجعه بار ترین جنگهای قرن 21 کشته شوند. این جنگ پایانی نخواهد داشت چراکه قدرتهای بزرگ در پی یک جنگ نیابتی برای تحصیل منافع خود در بحیره مدیترانه شرقی هستند.  

در همین حال در آفریقا، فقر، فساد و نابرابری در فورمی غیرقابل حل همچنان ادامه دارد. این بدبختیها نه به خاطر آن است که راه حلی برای مشکل وجود ندارد بلکه هدف آن است تا کشورهای ثروتمند جهان همچنان غنی باقی بمانند و در این راستا لازم است تا قاره آفریقا درگیر استعمار باشد و منبعی برای مواد خام و نیروی کار.

به تازگی، یکی از بزرگترین بحران پناهندگان در تاریخ رخ داده است اما تا وقتی که این بحران به مرزهای قدرتهای بزرگ نزدیک نشود نمیتواند به معنای وقوع بحران تلقی شود.  شکاف بین فقیر و غنی در حال افزایش است. دلیل این شکاف نه عدم وجود راه حلهای قابل اجرا بلکه عدم ایجاد تغییرات اساسی در زندگی و دیدگاه ما نسبت به ساکنان دیگر کره زمین است.

جهان امروز که در غنی ترین، یکپارچه ترین و پیچیده ترین دوران تاریخ حیات بشر قرار دارد نه تنها محروم از مطالعات علمی یا گزینه های معقول نیست بلکه از یک مشکل عمیق تر رنج میبرد و آنهم فقدان فهم، هدف وسمت وسواست. این اختلال موجود در سیستم جهانی و هرج و مرجی که ما میبینیم در واقع ناشی از عدم پاسخ دهی به این سئوال موجود در عمق جان بشریت است که ما کی هستیم و چه می خواهیم؟

حکمت باستان میگوید که صلح و آرامش، نخست باید در درون خودمان رشد یابد که در غیر این صورت نمیتوان آن را در جهان بیرون منعکس نمود. هماهنگی میان روح و ماده سبب بروز تعادل، تناسب، رضایت و صداقت در انسان شده و میتواند بین دنیا و بهشت و همچنین  میان کائنات و انسان، صلح و کمالی کیهانی پدید آورد.

افلاطون، در حالی که ساختار فلسفی و سیاسی خود را بر مقوله هماهنگی، بنا میکند تلاش داشت تا همین مفهوم مرکزی را در ذهن خود حفظ کند. وظیفه فیلسوف نشان دادن انطباق اساسی و آشتی بین روح و ماده است. حکمت به معنی متظاهر کردن این تعادل در سطحی علمی و محافظت  از آن در تمام سطوح است. افلاطون در ساختار دولت  ایده آل خود نقش اصلی را به موسیقی میدهد. چونکه در ذات ترکیب هر موسیقی خوب، هماهنگی و نظم و ریتم وجود دارد. چالش اصلی  آن است که بدون کوتاه امدن از اختیارات و آزادیهای خود هماهنگ با زیبائیها حرکت کنیم.

با این حال، هماهنگی صرفا یک اصطلاح زیبایی شناسانه نیست. بلکه به عنوان مقوله ای هستی شناسانه، أساس درستی و عدالت نیز هست.  هیچ سیستمی ضمن اتکا بر باطل و شر نمیتواند موجودیت و  تعادل خود را حفظ کند. به همین صورت، عدالت، کلیدی برای تضمین صلح و هماهنگی در جامعه است؛ زیرا عدالت یعنی "همه چیز را در جای مناسب قرار دادن و به هرکس حقش را دادن ".

جامعه، زمانی که از یکسو هر کس وظیفه اش را به درستی انجام دهد و از سوی دیگر آزادیهایش را حفظ کند متعادل و با دوام خواهد بود. اعضای بدن انسان، زمانی که هر یک از قطعاتش درست عمل کند، میتواند به عنوان یک دستگاه مرتب و منظم فعالیت کند.

صلح درسنت اسلامی (السلام) و هماهنگی (المیزان) ستون فقرات خلقت جهان می باشد و مبنای نظم کیهانی است. تمام اینها نیز برای دنیای درونی ما هدایت بخش هستند. به نوبه خود، بی نظمی و ناهماهنگی منجر به درگیری های داخلی و اصطحکاک میشود. این وضعیت در سطحی اجتماعی-سیاسی، منجر به جنگ و بی عدالتی میشود و در سطح فردی نیز ناراحتی، درد و رنج به همراه می آورد.

زیبایی به طور مستقیم با صلح و آرامش مرتبط است.  خدا، جهان را براساس "نظم" و "سرنوشت" معینی خلق کرده است. این اساس زیبایی کائنات است. قرآن ما را به چالش فراخوانده و میفرماید: به هستی بنگرید، ایا میتوانید یک مورد عدم تطابق، تناقض و یا ناهماهنگی مشاهده کنید؟ (قرآن سوریه ملک ایات شریفه 1-4).

انسانها و ملتها بخشی از این نظم کیهانی، هماهنگی و زیبایی هستند و از آنها نیز انتظار میرود تا به انعکاس این نظم  آن در دنیای درونی خود بپردازند.

در حال حاضر آنچه که از آشفتگی، هرج و مرج و ویرانی در جهان میبینیم تحت هیچ شرایطی قابل توجیه نیست و همین علت، باعث درد و رنج فراوان میشود. این أوضاع تباه کن بایداز منظر دلایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حکمت مبتنی بر اراده سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.

نیازمندیم تا دلایل اساسی این أوضاع که میتواند آینده سیاره ما و تنها امید واقعی برای نجات و اتحاد انسان ها را نابود کند را به درستی مشاهده کنیم.

حقیقت ساده این است: قبل از هر چیز باید در درون أرواح خود میزان، صلح، زیبایی و اخلاق را حاکم کنیم . اگر چنین نکنیم هرگز نمیتوانیم یک نظم سیاسی و اقتصادی مبتنی بر عدالت و مساوات را پایه ریزی نماییم.



اخبار مربوطه